تقدم تربیت انسانی بر تربیت دینی
«لا یمسّه الّا المطهرون»اگر قرآن را دستورالعمل و راهنمای تربیت تشریعی آدمی بدانیم، یعنی بایستی بتوانیم اصول و روشهای عام تربیتی را از آن استخراج کنیم. بنابراین، یکی از اصول مورد نظر با توجه به آیه فوق عبارت است از لزوم وجود «طهارت» برای دستیابی به هدایتها (یا تربیت) قرآنی. یعنی بدون طهارت نمیتوان از دستورات راهنمای قرآن استفاده کرد. بهعبارت دیگر، «طهارت» یکی از شرط های لازم برای دستیابی به اصول راهنمای قرآنی است. یعنی بدون آنها نمیتوان تربیت شد (یعنی مقدمات لازم تربیت).
به موارد دیگر نیز توجه فرمایید : تقوای اولیه (هدیً للمتقین)؛ فاسق نبودن (و ما یضلّ به الّا الفاسقین) (برخی با قرآن هدایت میشوند و برخی با قرآن گمراه میشوند، ؛ کافر و ظالم نبودن (والله لا یهدی القوم الظالمین/الکافرین)؛ قفل نبودن قلبها (افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها)؛ و ....
ظاهراً میتوان از اخلاق انسانی متقدم بر اخلاق دینی یا الهی سخن گفت که اولی شرط لازم برای ورود به دومی است.
سه نوع از اخلاق (یا مرتبه) :
۱-اخلاق حیوانی (ظالمانه) (یکی مال من، مال تو هم برای من)؛ ۲-اخلاق انسانی (عادلانه-منصفانه) (یکی مال من، یکی مال تو)؛ و ۳-اخلاق الهی (ایثارگرانه) (یکی مال تو، مال من هم برای تو).
بهنظر میرسد نمیتوان توقع داشت کسی که هنوز در مرحله اول به سر میبرد و توان رعایت اخلاق انسانی را ندارد، بتواند از خود گذشتی کرده و از اخلاق الهی دم بزند. ما که هنوز اهل دروغ و ظلم و بدکاری و ... هستیم چطور میتوانیم از مراتب بالای اخلاق دینی که کمترین مرتبه آن فداکاری است، سخن بگوییم. البته برخی اخلاق انسانی را در درون اخلاق الهی قلمداد میکنند که منافاتی با این بحث نخواهد داشت.